قصه

قصه ی من را از همان اول لو دادند؛

          از همانجاکه گفتند

  یــــــــــ ــ ـ ـ ـکی بود و یکیـــــ ـ ــ ــ ـ  نبـــــــــ ـ ـ ــ ــ ـود

یادگاری.....

اشک دل هم شبیه یک بارش،قطراتش چکیده بردفتر

ونگاهی که درپی اش آهی،می کشد شاعری که شعرش تر

 

می نویسد سقوط پروانه،از فراسوی آسمانی که

پیش چشمان این همه لاله،می روداو از این جهانی که

 

با نگاهی تمام آدم ها،می زنند از سکوت دل فریاد

همه دنبال قلب شیرینی،و دوباره حکایت فرهاد

 

آتش عشق او برای من،شده داغی برابر ماتم

وتو رفتی و قلب من تنها،مات و مبهوت قصه ای پرغم

 

شرح قصه برای من بغضی که شکسته شبیه آن شاعر

ترشده دفتری که خطّ هایش،یادگاری برای یک خاطر